علاء الدوله سمنانى

20

مصنفات فارسى ( فارسى )

24 - ادب اول در طهارت آن است كه چون قصد طهارت جاى كند ميان در بندد و آستينها بازنوردد و به دل با حق حاضر باشد تا شيطان را در وى تصرف نماند كه آن جاى شيطان است . و پاى چپ در آنجا نهد و بگويد : بسم الله اعوذ بالله من الشيطان الرجس النجس الخبيث المخبث . و جهد كند تا بسم الله و اعوذ بالله پيش از آن گويد كه به جاى نشست نزديك شود . و چون خواهد نشستن ، اندك اندك جامه بر مىدارد تا به زمين نزديك شود كه تا مستور بماند و در عضوى كه مجراى بول است بىضرورت نگاه نكند و به دست با او بازى نكند . و در فضلات هم بسيار ننگرد كه عقل را به خاصيت تيره كند . 25 - و هرچه نام حق تعالى بر آنجا باشد با خود در مبرز نبرد . و سر برهنه در آنجا نرود . و در وقت قضاى حاجت با كس سخن نگويد . و در صحرا و بر بام روى به قبله و ماه و آفتاب و پشت بر اين‌ها ننشيند . و پيش از قضاى حاجت بايد كه سه كلوخ ترتيب كرده باشد و بر دست چپ نهاده ، تا چون فارغ شود آن را استعمال كند ، بعد از آن آب به كار دارد . 26 - اما بايد كه آب در جاى نجاست نريزد . و در وقت شستن قضيب ، سه بار بسرفد و سه بار دست به زير قضيب فروآرد . و اگر به يك كلوخ پاكى حاصل آيد ، اولى آن باشد كه دو كلوخ ديگر استعمال نكند تا سه شود وقتى كه به آب خواهد شستن . اما اگر آب ندارد جز سه كلوخ فرض از وى ساقط نشود اما اگر به سه كلوخ پاكى حاصل نيايد و به چهار حاصل آيد مستحب آن باشد كه يكى ديگر به كار دارد تا پنج شود تا طاق باشد . اگر زمستان باشد اول كلوخ از پس درآورد و اگر تابستان باشد از پيش درآورد . و كلوخ و سنگ بايد كه ريزان و املس نبود تا نجاست رفع تواند كردن . و به هر چيز كه آن را حرمتى باشد چون طعام و استخوان و غير آن ، رفع نجاست روا نباشد . و در استبراء سه گام بردارد و سه بار بسرفد . و اگر احتياج ندارد بر اين نيفزايد تا به وسوسه نينجامد . 27 - و مستحب آن است كه جهت دفع وسوسه يك كف آب در زير جامه ريزد . و اگر نعوذ بالله زحمتى حادث شود كه از وى آبى مىچكد ، بايد